شاید تصور این که نابینایان به مشاغلی مانند خیاطی، خراطی، لعاب کاری، طراحی سیستمی و پرداخت کاری بپردازند، دشوار باشد، اما این اتفاق افتاده و در کارگاهی که نرگس نیکخواه قمصری در کاشان دایر کرده نابینایان با این مشاغل درآمد کسب می کنند. قمصری نابینا است و در زندگی اش ناممکنهای بسیاری را ممکن کرده است
همشهری آنلاین-رابعه تیموری: برای نرگس نیکخواه قمصری، زندگی پرجنب و جوش امروزش، از همان نقطهای آغاز شده که برای افراد بسیاری خط پایان به شمار میآید. او وقتی شنید تا چند سال دیگر بیناییاش را از دست میدهد، جوانی کمسن و سال بود، اما همان موقع تصمیم گرفت برای رسیدن به آرزوهایش تندتر و بیشتر از گذشته بدود و حالا که به این تصمیم سخت و دشوارش عمل کرده، توانسته به زندگی خودش و بسیاری از نابینایان شهر کاشان شور و امید ببخشد. نیکخواه قمصری تا مقطع دکترای در رشته جامعهشناسی سیاسی تحصیل کرده و دانشیار دانشگاه کاشان است. در کارگاهی که او برای نابینایان این شهر راه انداخته، محصولاتی تولید میشود که ساخت آنها با چشمهای بیرنگ و سو آسان نیست.

ناممکنی که ممکن شد
هر روز صبح که وارد کارگاه میشود، با شنیدن هیاهوی خوشایند حاضران کارگاه، خستگی روزهای سخت گذشته از تنش در میرود. قمصری هیچوقت صورت بچهها را ندیده، اما با شنیدن اختلاطهای شاد آنها که لابه لای سروصدای چرخهای سفالگری، خیاطی و خراطی میپیچد، ماجراهای تلخ و شیرینی را بهخاطر میآورد که برای راه اندازی کارگاه از سر گذرانده است: «روزی که تصمیم گرفتم این کارگاه را برای اشتغال دخترها و پسرهایی که نابینا و کمبینا بودند، راه بیندازم، مهمترین مشکل من قانع کردن خانوادههایشان بود که باور کنند نابینایان و کمبینایان میتوانند پشت چرخ خیاطی بنشینند و دوخت و دوز کنند. میتوانند پای دستگاه پرداخت کاری بایستند و وسایل سنگی و چوبی و فلزی را صیقل دهند یا کارهای ظریف و سخت دیگری مانند لعاب کاری و خراطی و چرمدوزی و طراحی سیستمی انجام دهند.» سرسختی جزء جدانشدنی شخصیت نرگس نیکخواه است، او برای متقاعد کردن خانوادهها کفش آهنین پوشیده و راه و نیمراههای بسیاری را امتحان کرده است: «بعضی از خانوادهها تندی میکردند و حاضر نبودند بپذیرند بچههایی که عمرشان را بهصورت منفعل و وابسته گذرانده بودند، مثل افراد عادی کار و درآمد داشته باشند، اما من ناامید نمیشدم و آنقدر پیگیری میکردم تا رضایتشان جلب شود. وقتی کارگاه راه افتاد و دیدند بچهها از پس این کار محال برآمدهاند، نظر آنها هم عوض شد و دیگر با کارکردن فرزندان نابینایشان مخالفت نمیکردند.»

قلقها و فوتوفنهای عجیب
قمصری و کسانی که در آن روزهای سخت همراهش بودند، پیش از راه انداختن کارگاه، زمان زیادی صرف کردند تا راه و روشی پیدا کنند که بچهها بدون داشتن بینایی و با تکیه بر سایر حواسشان بتوانند نخ و پارچه را به هم بدوزند یا چوب و الوار را به هم چفت کنند و ناصافیهای لوازم چرمی و فلزی را از بین ببرند؛ اما دردسرهای راه اندازی کارگاه به یافتن این فوتوفنها خلاصه نمیشد: «پیش از آن که کارگاه را راه بیندازم با تعدادی از افراد نابینای شهر کاشان، انجمنی راه انداخته بودیم که اوایل جا و مکان خاصی نداشت. وقتی مادر شهید فخار خانهاش را که وقف دارالقرآن آموزشوپرورش بود در اختیار انجمن گذاشت، تصمیم گرفتیم همان خانه را محل آموزش و کار بچهها قرار دهیم. »

راز بزرگ
لمس دشواریهای یکتنه جنگیدن با محدودیتهای دنیای نابینایان باعث شد که قمصری برای جوانان نابینای کاشانی حامی مهربانی باشد و برای آنها بیچشمداشت مادری کند، اما شاید اگر نابیناشدن او یک باره و ناگهانی اتفاق نمیافتاد، این یکه و تنها جنگیدن را انتخاب نمیکرد: «من در سالهای کودکی از نعمت بینایی برخوردار بودم و در دوران دبستان و راهنمایی از بچههای پر شور و درسخوان مدرسه حساب میشدم و هیچوقت فکر نمیکردم روزی نابینا شوم، اما در دوران دبیرستان با مشکلاتی که برایم پیش آمد، فهمیدم ممکن است که سرنوشتم تغییر کند.»
آسمان صاف و پرستاره برای قمصری حسی گس به همراه دارد و خاطره شبی را زنده میکند که فهمید به نابیناشدنش چندان نمانده است:«من قصد داشتم در دانشگاه در شاخههای مربوط به رشته تجربی یا ریاضی تحصیل کنم اما وقتی برای شرکت در کنکور آماده میشدم، نشانههای بیماری مادرزادیام یکییکی آشکار شدند. اوایل گاهی چشمهایم سیاهی میرفت و همهجا را تار میدیدم، ولی باز هم موضوع را جدی نگرفتم تا این که یک شب دیدم دختر داییام از ستاره باران شدن آسمان حسابی ذوق کرده و من آسمان را فقط سیاه و تاریک میبینم.» نرگس نوجوان بدون این که این موضوع را با کسی در میان بگذارد، به پزشک مراجعه میکند، اما وقتی پزشک هم آب پاکی را روی دستش میریزد، باز هم این رازداریاش را نمیشکند: «تشخیص پزشک این بود که دچار شب کوری شدهام و نهایتا تا ١٠ سال دیگر به کلی بیناییام را از دست میدهم. با آن که آن لحظه تمام دنیا روی سرم آوار شد، تصمیم گرفتم فعلا در مورد بیماریام با هیچکس صحبت نکنم.»

یک تصمیم مهم
انتخاب رشتههای علوم انسانی برای ادامه تحصیل، اولین قدمی است که قمصری برای کنار آمدن با شرایطش برمیدارد، ولی پذیرفته شدنش در رشته علوم سیاسی بخش شبانه دانشگاه علامه طباطبایی باعث شد او یکباره رنج تحصیل در شهری دور از خانواده و مشکلات حضور در کلاسهای شبانه دانشگاه را با هم تحمل کند:«در تمام روزهایی که به کلاسهای شبانه میرفتم، تلاش میکردم با خوب شنیدن و استفاده از بینایی اندکم، مشکلم را پنهان کنم. در خوابگاه هم هر چیزی که به دلیل کمبیناییام پیش میآمد، رفعورجوعش میکردم تا کسی پی نبرد.» کسب رتبه هفتم مقطع کارشناسی ارشد رشته جامعهشناسی باعث میشود نرگس قمصری احساس کند که وقتش رسیده تا رازش را با خانواده اش در میان بگذارد: «در جشنی که به مناسبت قبول شدنم گرفتم؛ خانوادهام فهمیدند که من سالها بدون آن که ببینم از پس زندگیام برآمدهام و در آن شرایط ،پذیرش نابینایی من برای آنها آسانتر بود.» پایان مقطع کارشناسی ارشد هم دختر بلندپرواز خانواده قمصری را راضی نمیکند و او با رتبه هفتم در مقطع دکترای رشته جامعهشناسی پذیرفته میشود: «بعد از پایان تحصیلاتم فرصتهایی پیش آمد که میتوانستم در خارج از کشور به مطالعه و کار مشغول شوم، اما دلم میخواست تجربیاتم را برای بهبود زندگی نابینایان کشور خودم استفاده کنم.»
برند «شد»
نرگس نیکخواه حتی وقتی که فرصتی مطالعاتی در کشور سوئد بهدست آورد، بهدنبال راه و روشهایی بود که برای تسهیل زندگی نابینایان بومیسازی شود: «بعد از بازگشت از سوئد، زادگاهم کاشان را برای کار و زندگی انتخاب کردم تا موفقیت جامعه نابینایان این شهر الگو و انگیزهای برای سایر نابینایان کشور باشد.»
فراهم کردن امکاناتی مانند کتابخانه، استودیوی صدابرداری و آموزشهای هنری مختلف در انجمن نابینایان شهر کاشان باعث شده تا تعداد زیادی از 800 عضو انجمن در کنار درآمدزایی به تحصیلات خود ادامه دهند، صاحب تحصیلات دانشگاهی شوند یا جزء قاریان قرآنی صاحب نام کشور قرار بگیرند. قمصری نام برند محصولات کارگاهی را که برای اشتغال زایی نابینایان راه انداخته «شد» گذاشته تا نشان دهد ناممکنهایی را که کسی فکر نمیکرد تا نابینایان انجام دهند، ممکن کردهاند.
بیشتر بخوانید:گـره کـور اشتغال نابینایان
کد خبر 1069406 منبع: روزنامه همشهری
-
روایت خاص دختری که بینایاش را از دست داد اما امیدش را نه | نیکخواه : نابینا شدم را از خانواده پنهان کردم
-
حادثه امنیتی برای یک نفتکش در تنگه هرمز
-
ببینید النینوی شدید چه میکند؛ تصاویر دردناک رویترز
-
ادعای نتانیاهو درباره حمله به ایران | ممکن بود…
-
۲سال محرومیت کامل برای یک سرمربی+ جزئیات حکم
-
بیرانوند بعد از سربازی در استقلال؟ | فرش قرمز آبیها برای خداحافظی!
-
فروش جنگندههای فوقپیشرفته F ۳۵ به همسایه ایران
-
تابوت نتانیاهو و ترامپ در مراسم ۳۱۳ هزارنفری جانفدایان + تصاویر
-
انهدام ۲ پهپاد «امکیو ۱» آمریکا با قابلیت حمل موشکهای «هلفایر»
-
تارتار این ۴ بازیکن جدید را برای پرسپولیس میخواهد | لیست خرید جذاب سرخها
-
بازداشت تعدادی از ماموران نیروی انتظامی ؛ قوه قضائیه اطلاعیه داد | فرمانده پلیس آذربایجانشرقی: این ماموران در وضعیت «انتظار خدمت» قرار داده شدند
-
فروش جنگندههای فوقپیشرفته F ۳۵ به همسایه ایران
-
ورود سامانه بارشی جدید به کشور از امروز | بارش در ۵ استان | شمالی ها از شنبه منتظر باشند
-
بیرانوند بعد از سربازی در استقلال؟ | فرش قرمز آبیها برای خداحافظی!
-
قابهایی دیدنی از ساعات اولیه شروع رزمایش ۳۱۳ هزار نفری جانفدا + تصاویر
-
رضا مهربان درگذشت
-
کره جنوبی تکلیف اعزام نیرو به تنگه هرمز برای کمک به آمریکا را مشخص کرد
-
انتقال گسترده تجهیزات سنگین آمریکایی به این کشور
-
قهرمـانانی با عصای سفید
-
نابینایان در آزمون استخدامی قبول شدند اما در مصاحبه رد شدند
-
وقتی دود بیتوجهی به چشم ورزشکاران روشندل میرود
-
واکنش وزیر بهداشت به ماجرای باور نکردنی بینا شدن دختر نابینای عصر جدید | واقعیت ماجرای درمان چشم دختر کم بینا در عصر جدید؛ پزشک تارا چه میگوید؟